خرید بک لینک

درباره سایت

فریاد

امکانات وب

سری میان دست تو بریده نگاه من به ساعت پکیده وشعر های غمگین وعاصی وگرگ خسته کاز تفنگ نترسیده به شبه های من به اصل هستی ب بغض بیکسیت وقت مستی و حسرت تو را بو کشیدن و عمق فاجعه تو را ندیدن رگی که سرنوشتش انسداد است وادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رضا حسینیان تاريخ: چهارشنبه 7 تير 1396 ساعت: 21:48

می دونم وقت تو رسیده.. پس وقت من چی میشه! می دونم پاهای تو خستس ... پا های من چی میشه! می فهمم چشمات غم دارن.. چشمای من چی میشه؟! می بینم غمگینی اما... غمهای من چی میشه؟! باید زندگی کنی اما.. زندگی من چی میشه؟! می فهمم مجبوری اما... پس جبر من چی میشه؟! می دونم تو همینی... پس خود من چی میشه؟! ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رضا حسینیان تاريخ: چهارشنبه 7 تير 1396 ساعت: 21:48

زلف بر باد مده تا نَدَهی بر بادم ناز بنیاد مکن تا نکنی بنیادم مِی مخور با همه کس تا نخورم خون جگر سر مکش تا نکشد سر به فلک فریادم زلف را حلقه مکن تا نکنی دربندم طُره را تاب مده تا ندهی بر بادم محمد حافظ شیرازی + نوشته شده در پنجشنبه یکم تیر ۱۳۹۶ساعت 16:17 توسطادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رضا حسینیان تاريخ: چهارشنبه 7 تير 1396 ساعت: 21:48

خیلی انتظار کشیدم که شاید بیای باز برای بدرقم با اون لباس گل دارت و دلخوشم کنی با یه دروغ مصلحتی که میشه شاید بازم بیام برای دیدارت ولی چه فایده که خوابت عجیب سنگین بود صدای خاطره هامون که نکرد بیدارت میگن روزه گرفتی و دیگه غزل نمینوشی ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رضا حسینیان تاريخ: چهارشنبه 7 تير 1396 ساعت: 21:48

سال هاست منتظر آمدن روزهای بهترم

ولی نمی دانم چرا هنوز هم دیروز ها بهترند...!؟

احمد محمود

+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم تیر ۱۳۹۶ساعت 19:3 توسط shareee |

برچسب: نویسنده: رضا حسینیان تاريخ: چهارشنبه 7 تير 1396 ساعت: 21:48

صفحه بندی